تبليغاتX
از واقعیت تا خیال

از واقعیت تا خیال

چگونه وقتی تنها هستیم از یک حمله قلبی جان سالم به در ببریم ؟

فرض کنید ساعت 6:15 بعد از ظهر است و شما بعد از یک روز کاری سخت غیر معمول به خانه تان بر می گردید (البته به تنهایی). شما به شدت خسته و غمگین هستید. ناگهان یک درد شدید در ناحیه سینه خود احساس می کنید که به طرف بازو و نیز به آرواره  شما زبانه می کشد. فاصله خانه شما تا نزدیک ترین بیمارستان فقط 5 مایل (حدود 8 کیلومتر) است. متاسفانه، نمیدانید که آیا می توانید تا رسیدن به بیمارستان تحمل کنید یا نه. شما آموزش کمک های اولیه (CPR) را بلدید، اما نمی دانید چگونه این کمک ها را روی خودتان انجام دهید.

بسیاری از مردم، زمانی که با حمله قلبی مواجه می شوند، تنها و بدون کمک هستند. شخصی که ضربان قلب او نا منظم است و کسی که شروع به احساس ضعف می کند، تنها حدود 10 ثانیه پیش از از دست دادن هوشیاریش وقت دارد. به هر حال، این قربانیان می توانند با سرفه های مکرر و شدید به خود کمک کنند. پیش از هر سرفه باید نفس عمیق بکشید، و سرفه باید عمیق و کش دار باشد و خلط سینه را از عمق سینه ایجاد کنید. توالی یک نفس و یک سرفه  باید حدودا هر 2 ثانیه یکبار بدون توقف تکرار شود تا کمک برسد و یا ضربان قلب دوباره به حالت عادی باز گردد. نفس های عمیق اکسیژن را به داخل شش ها می کشد و حرکت های سرفه موجب فشار به قلب و تداوم جریان گردش خون توسط آن می شود. همچنین این فشار فشرده کننده روی قلب موجب بازیابی ریتم نرمال ضربان آن می شود.  بدین طریق، قربانیان حملات قلبی می توانند تا رسیدن به بیمارستان حیات خود را حفظ کنند.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 8:48  توسط آزاده  | 

راننده تاکسی

مسافر تاکسی آهسته روی  شانه‌ی راننده زد چون می‌خواست  ازش یه سوال بپرسهراننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25  سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 13:55  توسط آزاده  | 

هدیه ازدواج

یك زوج در جشن بیست و هفتمین سالگرد ازدواج‌شان  بهترین هدیه دنیا را دریافت كردند؛ عكس‌های عروسی شان!

این زوج سال‌ها پیش هنگامی كه نوجوان بودند به عقد هم در آمدند، عكاسی نیز از مراسم عقد آنها در
كلیسا عكسبرداری كرد اما این زوج در آن هنگام پولی برای پرداخت هزینه عكس‌ها نداشتند.

در بیست و هفتمین سالگرد ازدواج این زوج، عكاس به محل كار خانم "كارن كلاین" رفت و آلبوم عكس‌های عروسی او در سال 1980 را به وی پیشكش كرد.


"
جیم واگنر" عكاس كه در حال حاضر 80 سال دارد، می‌گوید: ماه گذشته مشغول تمیز كردن قفسه آثار قبلی‌ام بودم و در میان آنها به این عكس‌ها برخوردم. می‌دانستم كه آن زمان آنها پولی بابت پرداخت هزینه این عكس‌ها نداشتند و حالا ممكن است دوست داشته باشند این عكس‌ها را داشته باشند.

خانم كلاین می‌گوید: من آنجا ایستاده بودم و اشك می‌ریختم و از او تشكر می‌كردم... خانم كلاین و همسرش زمان ازدواج 18 و 19 ساله بودند و 150 دلار برای پرداخت هزینه عكس‌ها نداشتند.

آقای واگنر از طریق پدر كارن توانست او را بیابد. خانم كلاین پس از گرفتن عكس‌ها مبلغ 150 دلار قیمت آنها را به واگنر پرداخت و اینجا بود كه آقای عكاس هم احساساتی شد و اشك‌هایش سرازیر گردید.



 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 10:46  توسط آزاده  | 

تست خود شناسی

 


1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟


الف : خرگوش

ب : گوسفند

پ : گوزن

ت : اسب

2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟

 
الف : میمون 

ب : شیر

پ : مار 

ت : زرافه

3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟

 
الف : سگ 

 ب : گربه

پ : اسب

ت : مار

4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟

الف : شیر

ب : مار

 پ : تمساح

 ت : کوسه
 

5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟

 
الف : گوسفند

 ب : اسب

پ : خرگوش 

 ت : پرنده


6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟

 
الف : انسان 

 ب : خوک 

 پ : گاو

 ت : پرنده

7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟

 
الف : دایناسور

ب : ببر

 پ : خرس قطبی

 ت : پلنگ


8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟

 
الف : شیر

ب : گربه

پ : اسب 

 ت : کبوتر
 



تحلیل:

 

1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.


الف: خرگوش? کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن


ب: گوسفند? مطیع و گرم


پ: گوزن? زیبا و آداب دان


ت: اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بی‌بند و بار و آزاد هستند.



2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است.


الف: میمون ? مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.


ب: شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.


پ: مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد


ت: زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.



3- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد.


الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم


ب: گربه- شیک و زیبا


پ: اسب- خوش بین


ت: مار- انعطاف‌پذیر



4- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.


الف: شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن


ب: مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.


پ: تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل

 

ت: کوسه- ناامن



5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.


الف: گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.


ب: اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.


پ: خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.


ت: پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده



6- آیا به او خیانت می کنید.


الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.


ب: خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.


پ: گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.


ت: پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.



7- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید.


الف: دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.


ب: ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.


پ: خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.


ت: پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید

8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید.


الف: شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.


ب: گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید.


پ: اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو


ت: کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید

 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 13:6  توسط آزاده  | 

چگونه عبارات منفی رو به مثبت تبدیل کنیم ؟

كلمه ها عقايد شكل گرفته و افكار بيان شده هستند به عبارت ساده آن چه مي گويي فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها و انديشه ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.

 

اگر يك كارگر بي سواد بتواند يك اصطلاحي را در دنيا شايع كند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم مي توانيم استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي مثبت را  گسترش داده و انرژي مثبت را بين همه پخش كنيم.

امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي دهند! به طور مثال وقتي به ما مي گويند خسته نباشي دراصل خستگي را به يادمان مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم . اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نيروي از دست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي برد بلكه نيروي مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم.

مثال:

به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم : خيلي راحت نبود .

به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم : خدا قوت

به جاي دستت درد نكنه ؛ بگوييم : ممنون از محبتت، سلامت باشي .

به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم : از اين كه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم

به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد ؛ بگوييم: رحمت بر پدر كسي كه اينجا آشغال نمي ريزد .

به جاي گرفتارم؛ بگوييم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود .

به جاي دروغ نگو؛ بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟  

به جاي شكست خورده؛ بگوييم : با تجربه

به جاي فقير هستم؛‌بگوييم : ثروت كمي دارم .

به جاي بد نيستم؛ بگوييم :‌ خوب هستم .

به جاي بدرد من نمي خورد؛ بگوييم : مناسب من نيست .

به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم : چندان هم راحت نبود .

به جاي فراموش نكني؛ بگوييم : يادت باشه

به جاي داد نزن؛ ‌بگوييم : آرام باش .

به جاي من مريض و غمگين نيستم؛‌ بگوييم :‌ من سالم و با نشاط هستم .

به جاي غم آخرت باشد؛ بگوييم : شما را در شادي ها ببينم

وقتي بعد از مدتي همديگر را مي‌بينيم، به جاي توجه كردن به نقاط ضعف همديگر و نام بردن از آنها مثل:

چقدر چاق شدي؟"، "چقدر لاغر شدي؟"، "چقدر خسته به نظر مي‌آيي؟"، "چرا موهات را اين قدر كوتاه كردي؟"، "چرا ريشت را بلند كردي؟"،  "چرا رنگت پريده؟"، "چرا تلفن نكردي؟"، "چرا حال مرا نپرسيدي؟" و ...

 

بهتر است بگوييم : "سلام به روي ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را ديدم"، و ... عبارات ديگري كه نه تنها بيانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نيست بلكه نوعي اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء ميكند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 11:41  توسط آزاده  | 

داماد «بيل گيتس»

پدر : دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج کني
پسر :نه! من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر «بيل گيتس» است
پسر: آهان اگر اينطوریه، قبول است
پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد : براي دخترت شوهري سراغ دارم 
 بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است که ازدواج کند
پدر: اما اين مرد جوان، قائم مقام «مديرعامل بانک جهاني» است
بيل گيتس: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است  
بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي رود
پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم
مديرعامل: اما من به اندازه کافي معاون دارم
پدر: اما اين مرد جوان داماد «بيل گيتس» است
مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد
و معامله به اين ترتيب انجام مي شود
در نتیجه
حتی اگر هیچ چیزی نداشته باشید ولی با تفکر مثبت می توانید همه چیز به دست آورید.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 9:19  توسط آزاده  |